شنبه , ۱۳ آذر ۱۴۰۰
قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / مدیریت / تئوری مدیریت / نقش مدیریت دانش ضمنی در ایجاد خلاقیت و کارآفرینی
مدیریت فناوری و نوآوری
مدیریت فناوری و نوآوری

نقش مدیریت دانش ضمنی در ایجاد خلاقیت و کارآفرینی

چکیده
در حال حاضر ،مدیریت هوشیار بر آن است تا هرچه بیشتر و بهتر درجهت استفاده از ابزاری به نام دانش برای رویارویی و مقابله با عوامل عدم اطمینان، حفظ موقعیت و ایجاد خلاقیت و نوآوری جهت گسترش عرصه رقابتی خود برآید، این امر مستلزم این است که سازمان با ارج نهادن به مدیریت دانش و متقابلا مدیریت خلاقیت و نوآوری، آنرا به عنوان یک نیاز استراتژیک و ضرورتی جهت پیشگامی در عرصه رقابت پذیری، در زمره برنامه های اولویت دارخود قرار دهد. این مقاله در آغاز دلایل اهمیت دانش ضمنی در فرایند خلاقیت، نقش دانش ضمنی را در مدیریت نوآوری شناسایی کرده و مواردی از موانع و مشکلات ایجاد وتسهیم آنرا ذکر می کند. سپس بر اساس آخرین پژوهشهای انجام گرفته در این حوزه، مدل یکپارچه ای جهت تشریح تاثیر دانش ضمنی بر مدیریت موفقیت آمیز نوآوری تشریح و ارائه می گردد، در پایان اهرم های کلیدی مدیریت دانش ضمنی شناسایی شده و تاثیر مثبت آن بر موفقیت نوآوری مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

در این عصر ضمن تلاش های بسیار ی که در زمینه ساختاردهی و مهندسی مجدد فرایندها و همچنین کاهش هزینه ها به منظور کسب سودآوری ، توسط شرکتها انجام گرفته است ، اینک نوبت این است تا بسیاری از آنها به تجدید سبد محصولات خود از طریق ایجاد نوآوری بپردازند . در این راستا خلاقیت و تولید افکار و اندیشه های نو توسط مدیران و کارکنان سازمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار شده و جایگاه والایی را درسازمان به خود اختصاص داده است . امروزه سازمانهایی موفق هستند و می توانند در دنیای پررقابت ادامه حیات بدهند که دائماً افکار و اندیشه های جدید را در سازمان کاربردی سازند . این امر توسط مدیران و کارکنان خلاق امکان پذیر است اما آیا شرکتها شرایط و محیط صحیحی را به منظور بیشینه نمودن موفقیت خلاقیت ایجاد می کنند ؟ آیا آنها با اهرمها ی مناسب جهت بهینه ساختن موفقیت نوآوری آشنایی دارند ؟ در این مقاله بر نقش دانش ضمنی به عنوان یک اهرم کلیدی در ایجاد نوآوری مورد تاکید قرار گرفته و با هدف موفقیت خلاقیت، ضمن استناد بر تحقیقات انجام شده در این حیطه، ابعاد مرتبط دانش ضمنی و مدیریت نوآوری بررسی و تشریح می شود . بر این اساس در آغاز با مروری بر ادبیات مدیریت دانش ضمنی و مدیریت نوآوری، نقش دانش ضمنی بر خلاقیت و نوآوری سازمانی در سه بعد : تکامل دانش ضمنی ، حیاتی سازی آن و انتقال دانش ضمنی بررسی شده، سپس با بیان سه محور :انواع نوآوری، نوع صنعت وساختار سازمانی یک سازمان خلاق در مدیریت نوآوری، مدلی یکپارچه ای از ارتباط و تاثیر مدیریت دانش ضمنی بر مدیریت نوآوری ارایه می گردد.

 مدیریت دانش در سازمان
در دسته بندی ای که از سوی صاحب نظران کسب و کار ارایه گردیده ؛ دهه ۱۹۸۰ ، را دهه جنبش کیفیت (تاکید بر اینکه برای دستیابی به کیفیت بهتر، همه کارکنان باید از قدرت فکری خود بهتر استفاده کنند )؛ (دهه ۱۹۹۰ را ، دهه مهندسی مجدد ) استفاده از فناوری برای بهبود فرایندهای کسب و کار و کاهش هزینه ها (؛ و دهه ۲۰۰۰ را ، دهه مدیریت دانش لقب داده اند).دانش از مغز انسان سرچشمه می گیرد و مبتنی بر اطلاعاتی است که با تجربه ، باورها وارزشهای شخصی ، همراه با تصمیم و عمل وی ، دگرگون و بارور می شود. این اطلاعات را شخص تعبیر می کند و آنها را در موارد نیاز به کار می بندد. دانش هر شخص با دانش فرد دیگری که همان اطلاعات را دریافت می کند یکسان نیست . دانش همان صورت ذهنی ایده ها، واقعیتها، مفاهیم ، داده ها و تکنیکهای ثبت شده در حافظه انسان است.

اهمیت فزاینده دانش در عصر حاضر ، سازمانها را ناگزیر می سازد تا نسبت به معانی ای چون خلاقیت تکنیکی ، خلاقیت در محصول یا فرآیند و خلاقیت سازمانی یا استراتژیک، با تعمقی بیشتر بیاندیشند؛ این موضوع سازمانها را با چالشهایی در زمینه چگونگی پردازش دانش و ایجاد آن مواجه می سازد . به طورکلی نمی توان خلاقیت و نوآوری را که عوامل کلیدی ایجاد دانش سازمانی به شمار می روند بر حسب پردازش اطلاعات و حل مسائل تشریح نمود . در واقع نوآوری فرایندی است که از طریق آن، سازمان مشکلات موجود را شناسایی و تعریف کرده، سپس فعالانه دانش جدید را برای حل آنها به کار می گیرد. نوناکا در مدل یکپارچه خود برای ایجاد دانش پویا، از دانش به عنوان عامل محرک درونی یاد می کند . دانش در زمانها و مکانهای مختلف مفاهیم متعدد و ویژه ای را در بر می گیرد . دانشی که مفهومی در بر نداشته باشد در واقع اطلاعات خواهد بود و اطلاعات زمانی به دانش تبدیل می گردد که توسط اشخاص تفسیر گردیده ، با عقاید و تعهدات آنها آمیخته شده و به آن مفهوم داده شود [۳] . به تبع تبدیل دانش به منبع استراتژیک برای رقابت و بقای سازمانها و جوامع، نیاز به توسعه و اشراف بر روشهای خلق، اشتراک و به کارگیری آن حیاتی می شود . تقاضا برای دانش به نوبه خود به تقاضا برای افزایش ذخیره دانش و توزیع آن منجر می گردد [۴] .مدیریت دانش، مجموعه ای از فرایندها برای فهم و به کارگیری منبع استراتژیک دانش در سازمان است . مدیریت دانش، رویکردی ساخت یافته است که رویه هایی را برای شناسایی، ارزیابی و سازماندهی، ذخیره و به کارگیری دانش به منظور تامین نیازها و اهداف سازمان برقرار می سازد [۵] .

در حالی که مدیریت دانش ، مدیریت اطلاعات را شامل می باشد ، از طرف دیگر دو وظیفه مشخص دیگر را نیز به عهده دارد که عبارتند از : تسهیل ایجاد دانش جدید و مدیریت روشهای تسهیم و به کاربردن آن [۶]. دان پورت دانش را ناشی از تعاملات اجتماعی بین افراد و سازمانها دانسته و بر این اعتقاد است که دانش جدید ، می تواند در داخل خود سازمان ایجاد شده یا از منابع خارجی کسب گردد. بسته به این که دانش از لحاظ فیزیکی در کجا قرار می گیرد می توان آنرا به ۲ نوع دانش تصریحی و ضمنی تقسیم بندی نمود [۷] . نوناکا و نویسندگانی دیگر از جمله هال و آندریانی دانش تصریح را دانشی می دانند که قابل رمزگذاری و کدگذاری بوده و در نتیجه می توان آنرا به سادگی مخابره ، پردازش و منتقل نموده، درپایگاه داده ها ذخیره کرد . این نوع از دانش را می توان به فرم داده، یک فرمول علمی و یا کتابچه راهنما بین افراد سازمان منتشر نمود .دستورالعملها، مقررات، قوانین، رویه های انجام کار، آئین نامه ها، شرح جزئیات و … که به صورت رسمی در بین افراد سازمان به آسانی قابل انتقال می باشند همه دانش تصریحی به حساب می آیند . در مقابل، دانش ضمنی شخصی بوده و فرموله کردن آن بسیار مشکل است. این نوع از دانش که از طریق تسهیم تجربیات با مشاهده و تقلید اکتساب می شود ، ریشه در اعمال ، رویه ها ، تعهدات ، ارزشها و احساسات افراد داشته؛ قابل کد گذاری نبوده؛ از طریق یک زبان مخابره نمی شود . دانش ضمنی و تصریحی مکمل یکدیگر می باشند و این بدین معناست که برای ایجاد دانش هر دوی آنها ضروری هستند. دانش تصریحی بدون بینش ضمنی سریعا معنی و مفهوم خود را از دست می دهد .

از این رو آنچه ما دانش می خوانیم از طریق تعامل بین دانش ضمنی و تصریحی و نه هر کدام به تنهایی ایجاد می شود .به طور کلی در رابطه با مدیریت دانش وخلاقیت منابع انسانی در سازمان دو راهبرد اساسی زیر مطرح است . نخست، استفاده بهینه از فن آوری های موجود در سازمان جهت به کارگیری وکاربرد بهتر دانایی در داخل شرکت است. به عنوان مثال ایجاد پایگاه داده ای ازلیست افراد با تجربه در فعالیتی خاص می تواند درصورت لزوم برای پردازش اطلاعات مورد استفاده قرار گیرد. این عمل باعث میگردد تا شرکتها دانسته های موجود در سازمان را به همراه دانایی تک تک کارکنان برحسب مورد، شناسایی نمایند . راهبرد دوم ، که گاهی نوآوری دانایی نامیده می شود، زمانی است که کارکنان، از ارزشها و معیارها ی سازمان شناخت کافی داشته و قادرند ایده های خلاقانه خود را در جهت تولید محصول و خدماتی نو و ارزشمند به کار بگیرند. [ ۸]

 مدیریت دانش ضمنی
به مرور زمان و با ادامه جریان زندگی نوعی از دانش در درون اشخاص نهادینه می گردد . پولانی نخستین بار در سال ۱۹۶۹با بیان این مطلب که” ما بیشتر از آن چه می گوییم ، می دانیم .” به نمونه هایی از توانایی های انسان نظیر یادگیری دوچرخه سواری و شنا یا چگونگی تشخیص چهره ها اشاره می کند که تشریح نحوه انجام آن به راحتی توسط فرد امکان پذیر نیست ،او دانش اینگونه توانایی های را “دانش ضمنی ” نامید . به بیانی دیگر، دانش ضمنی را می توان مجموعه ای از تجارب، مهارتها ، دیدگاه ها ی کاری و نظام ارزشی و ذهنی در درون فرد دانست که قابل گفتن نبوده و در هیچ پایگاه داد ه ای ذخیره نشده است بلکه جایگاه آن را ذهن آدمی و فعالیتهای او تشکیل می دهد. چالش اصلی مدیریت دانش نیز تبدیل هر چه بیشتر و بهتر دانش ضمنی به دانش تصریحی می باشد [ ۹]. از مدیریت دانش ضمنی تعاریف بسیاری توسط نویسندگان و اندیشمندان این رشته نقل گردیده است به عنوان نمونه روزنبرگ در سال ۱۹۸۲ دانش ضمنی را به عنوان دا نش تکنیکها ، روشها و طرحهایی مطرح نمود که فرد ضمن رسیدن به نتا یج دلخواه خود، آنها را به کار گرفته بدون آنکه قادر باشد دلیل واضحی برایشان بیان کند [ ۱۰ ].

نوناکا بر این اعتقاد است که دانش ضمنی کاملا شخصی بوده ، رسمی کردن آن بسیار مشکل می باشد ، از این رو انتقال آن به دیگران به آسانی موثر نیست. او و همکارش دو بعد کلی برای دانش ضمنی معرفی می نماید : بعد اول تکنیکی بوده و فنون را شامل می شود و بعد دیگر را شناختی از عقاید ، ایده ها و ارزشها تشکیل می دهد. [ ۱۱] هاول دانش ضمنی را غیر کد پذیر و فن غیر قابل تجسمی دانسته که از طریق دریافت غیر رسمی از رفتار و رویه های یادگر فته شده کسب می گردد [ ۱۲ ] . گرانت این واژه را با توجه به قابلیت استعمال آن اینگونه تعریف می کند که “: دانش ضمنی فقط از طریق استعمال آشکار می شود و انتقال آن امکان پذیر نیست. [۱۳] ” دیگرصاحب نظران این رشته معتقدند ، دانش ضمنی واضح و شفاف نبوده و از طریق دانش غیر مفصلی ارائه می شود . رویکردهای مختلف با تمرکز بر بخشهای متفاوتی از مدیریت دانش ضمنی جنبه های مختلفی از آنرا روشن می نامید .در این مقاله با استناد بر تعاریف نوناکا ، هال و اندریانی، نقش و تاثیر دانش ضمنی در فرایند خلاقیت و نیل به موفقیت آن در سازمانها در سه بعد کلیدی ، تکامل دانش ضمنی در سازمانها ، حیات بخشی و در نهایت انتقال آن در سازمانها مورد بررسی قرار می گیرد.

 بعد اول – تکامل دانش ضمنی در سازمان ها
ایجاد و تکامل دانش ضمنی شرایط خاصی را می طلبد ، در این زمینه نوناکا در سال ۲۰۰۰مدل حلزونی دانش را مطرح نمود و چنین بیان می دارد که ” دانش ضمنی همیشه با شخص همراه است به عنوان مثال یک محقق باهوش دارای بینشی است که به ثبت اختراع جدیدی منجر می شود ، یا یک کفاش بعد از کسب سالها تجربه فرایند خلاقیت جدیدی را مطرح می نماید .” در تمامی موارد دانش شخصی ا فراد به دانش سازمانی تبدیل می گردد ، سپس در سرتاسر سازمان توسعه پیدا کرده و برای سازمان به عنوان یک کل بسیار مهم و با ارزش نمود می یابد.بر این اساس لازم است تا فعالیت اصلی یک سازمان خلاق و دانش آفرین، ایجاد جریانی مداوم و مستمر از دانش جدید و فراهم ساختن شرایطی مناسب جهت استفاده کارکنان تمامی سطوح سازما ن از این دانش باشد در این صورت ، سازمان با فرایندی که آنرا تبدیل دانش نامیده اند مواجه خواهد بود . به عقیده نوناکا دانش سازمانی از طریق تعامل اجتماعی میان دانش ضمنی و تصریحی، خلق و توسعه می یابد. وی با توجه به این فرض اساسی که دانش به عنوان سرمایه اصلی سازمان ، مستلزم هماهنگی و یکپارچه سازی می باشد و با ایجاد تعاملی پویا بین این دو نوع از دانش به چهار راهبرد اساسی در فرایند تبدیل دانش اشاره می کند. (نمودار شماره ۱ ) از این طریق سازمان قادر خواهد بود به خلق و توسعه دانش جدید اقدام نماید . چهار راهبرد فوق را می توان به صورت زیر عنوان می نماید.

 

احد شهبازیان

 

دانلود مقاله

 

 

درباره ی محمد باقری میلانلو

مطلب پیشنهادی

ارائه مدلی بر مبنای پویایی های سیستم به منظور پیش بینی رفتار مشتریان در سپرده گذاری

در طی سال های گذشته بانک های دولتی در زمینه بازاریابی و جذب مشتری موفق …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *