سه شنبه , ۵ مرداد ۱۴۰۰
قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / حکایت / منفی هایی که نباید باشند
مدیریت فناوری و نوآوری
مدیریت فناوری و نوآوری

منفی هایی که نباید باشند

شیوانا و شاگردش از راهی می گذشتند. نزدیک عصر بود و تصمیم گرفتند شب را در نزدیک ترین دهکده های سر راه استراحت کنند. وقتی وارد دهکده شدند، با کمال تعجب متوجه شدند که تعداد زیادی از نوجوانان و جوانان و حتی بعضی از پیران دهکده سروصورت خود را لجن مال کرده اند و از لباس و بدن آنها بوی زننده و بدی به مشام می رسد. شیوانا به مهمانسرای دهکده رفت و از صاحب مهمان سرا ماجرای لجن مال بودن سروبدن مردم دهکده بخصوص جوان تر ها را پرسید. صاحب مهمانخانه که مردی پیر و با تجربه بود گفت:” این اتفاق مال سه سال اخیر است. قبلا چنین نبود. البته پیش از این بچه ها و جوان های دهکده کارهای ناپسند کوچکی انجام می دادند، اما خفیف و مخفیانه بود و تعدادشان هم این قدر زیاد و علنی نبود.

 روزی ما و بقیه ریش سفیدهای دهکده تصمیم گرفتیم برای تعلیم و تربیت کودکان و جوان ها وآموختن اخلاق و ادب و سواد به آنها، مدرسه ای بسازیم و  یک استاد بزرگ را به دهکده بیاوریم تا به  بچه های ما درس درست زیستن بیاموزد. بالاخره با سفارش کدخدا استادی را پیدا کردیم. کدخدا می گفت که این استاد در تمام این منطقه شهرت دارد و کارش را خوب بلد است. ما هم با هزار منت و التماس و با بخشیدن بهترین باغ و منزل دهکده به او ، سرانجام  استاد سفارشی کدخدا را راضی کردیم تا در دهکده ما ساکن شود وبه جوان های ما درس زندگی یاد دهد.

 البته به نظر ما این استاد در کارش استاد و تواناست و اتفاقا بسیار هم سخت گیر و قاعده مند است. او  قواعد کاملا سفت و سختی را برای مدرسه وضع نموده و  در اجرای این قواعد مدرسه کمترین لغزش و کوتاهی را نمی پذیرد.  اما معلوم نیست چرا بعد از ورود او به دهکده ، کودکان و جوان ها به جای این که مودب تر و فرهیخته تر شوند به این عادت زشت یعنی لجن مال کردن خود روی آورده اند و مایه بی آبرویی دهکده شده اند!

شیوانا تبسمی کرد و از صاحب مهمانخانه خواست تا او و شاگردش را به محل زندگی ومدرسه استاد سخت گیر ببرد. وقتی آنها وارد منزل و باغ استاد سخت گیر رسیدند متوجه شدند که او نوشته ای بزرگ روی دیوار مدرسه اش چسبانده و در آن قوانین سخت مدرسه را یکایک برشمرده و در انتها نیز گفته است که هر شاگردی این دستورات را موبه مو اجرا نکند، جزو لجن صورت هاست.! و سپس در انواع تابلوها به تفصیل و با دقت شکل و شمایل لجن مالیده ها را با جملاتی زشتی توصیف نموده  و آنها را به شدت سرزنش کرده بود!

شیوانا نزدیک استاد سخت گیر رفت و حال و احوال او و وضعیت مدرسه را پرسید. در حین گفتگو متوجه شد که استاد بیشتر از آن که نگران وضعیت مدرسه باشد نگران شرایط زندگی خودش است و غالبا در مورد این که سهمیه آب باغ او کم شده ومیوه های درختان او فروش خوبی ندارند صحبت می کند. شیوانا متوجه شد که استاد سخت گیر بسیار حریص و در عین حال خود شیفته و مغرور و جاه طلب است و کاملا واضح است که خودش جزو اولین کسانی است که قواعد مدرسه را به راحتی و به  طور کامل زیرپا می گذارد. اوو بی پروا دروغ می گفت و بابت هر بهانه کوچکی به اهالی دهکده تهمت خطا و لجن مالی می زد!

شیوانا صاحب مهمان خانه را صدا زد و در جلوی استاد سخت گیر به او گفت:” دلیل شیوع و گسترش عادت زشت لجن مالیدن به سرولباس در بین جوانان و پیران دهکده شما همین معلم سخت گیر، اما بی کفایت، است که به گمان خودش حق دارد  برای دیگران قواعدی سخت و طاقت فرسای تربیتی تعریف کند ، ولی در عمل خودش برعکس آن چه می گوید را نمایش دهد. او مخالفان خود را شاگردانی تنبل در هیبت “لجن مال” توصیف نموده و در واقع رسم ناپسند مالیدن لجن به صورت چیزی است که او از خودش درآورده است. فقط برای اینکه مخالفان خود را وادار سازد، به صورت واکنشی و شرطی شده خود را لجن مال و نفرت انگیز و ترسناک کنند و در نتیجه به کمک غیر مستقیم همین مخالف ها، ادامه حضور و اقامت خود در مدرسه را لازم و ضروری جلوه دهد. متاسفانه به نظر می رسد که عده زیادی از کودکان و نوجوانان  معصوم دهکده شما به دلیل سادگی و خامی، فریب این حیله را خورده اند و چون این کودکان، روش سخت گیرانه و تعلیمات ناهماهنگ و متناقض معلم را نمی فهمند و قبول ندارند ، برای اینکه مخالفت خود را به او و نظراتش نمایش دهند، خواسته یا ناخواسته خود را  دقیقا به همان شکل و شمایلی در می آورند که این جناب استاد از قبل، مخالفین خود را قبلا به آن شکل توصیف و معرفی کرده است. یعنی خود را به شکل موجوداتی کثیف و لجن مال  در می آورند که آداب بهداشتی را رعایت نمی کنند ، بی ادب اند و مورد نفرت همگان هستند. ظاهرا همه چیز عادی و طبیعی است و شرایط آن قدر طبیعی به نظر می رسد که هیچ کس از خود سوال نمی کند چرا قبل از آمدن این معلم به مدرسه، رسم لجن مالی در دهکده اساسا وجود نداشت و چرا در دهکده های دیگر چنین رسمی نیست!؟

سپس شیوانا تبسمی کرد و گفت: “تنها راه چاره برای خلاصی از دست این همه جوان صورت لجنی در دهکده هم این است که هرچه سریع تر این معلم نالایق را از مدرسه اخراج کنید وبه جای او  استادی واقعی و مناسب برای تربیت فرزندان و جوانان خود پیدا کنید. استادی که به جای قربانی کردن درس و مدرسه به خاطر نفع شخصی و تولید انبوه و عمدی شاگردان بد و مردود در شمایلی نفرت انگیز  ، به فکر تربیت و تعلیم و تولید واقعی شاگردانی ممتاز باشد.”

درباره ی محمد باقری میلانلو

مطلب پیشنهادی

مدیریت فناوری و نوآوری

بهترین مادر

روزی پسر جوانی نزد شیوانا آمد و در حالی که بسیار غمگین بود گفت:” پدر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *