سه شنبه , ۱ خرداد ۱۳۹۷
خانه / حکایت / شیوانا

شیوانا

فردا از جنس اکنون است

مدیریت فناوری و نوآوری

مردی تمام عمر خود را به خوشگذرانی و عیش و عشرت می پرداخت و برای زندگی خود هیچ برنامه ریزی جدی نداشت. هر وقت از او می پرسیدند چرا به فکر آینده اش نیست و برای بهبود اوضاع زندگی اش برنامه ریزی نمی کند؟پاسخ می داد: “من طبق آموزش های …

ادامه مطلب

همه مراحل

مدیریت فناوری و نوآوری

دو مزرعه دار ثروتمند با هم همسایه بودند. هر دوی آنها عیالوار بودند و دختران و پسران زیادی داشتند. یکی از مزرعه دارها بسیار سخت کوش بود و کار و زندگی را بر فرزندانش سخت می گرفت. او برای تک تک فرزندانش برنامه کاری روزانه و هفتگی تعریف می کرد …

ادامه مطلب

اولین گزینه

مدیریت فناوری و نوآوری

شیوانا با شاگردش همراه کاروانی از مسیری خشک و بی آب وعلف می گذشتند. ذخیره آب کاروان در حال اتمام بود و و تنها امید آنها چاه آبی بود که در کاروانسرای بعدی قرار داشت. سرانجام آنها به محل چاه آب رسیدند. اما متوجه شدند که همزمان با آنها دو …

ادامه مطلب

سخت ترین مرحله

مدیریت فناوری و نوآوری

یکی از شاگردان شیوانا عاشق تیراندازی با چشمان بسته بود. او با وجود این علاقه شدید از پرتاب و به هدف نشاندن یک تیر معمولی با چشمان باز هم عاجز بود. اما با این وجود همیشه از آرزوی دست نیافتنی خودش یعنی پرتاب تیر با چشمان بسته صبحت می کرد. …

ادامه مطلب

درس اول

مدیریت فناوری و نوآوری

زن و مردی پسرشان را برای تعلیم به مدرسه شیوانا آوردند و در حالی که کاملا مشخص بود نگران سلامتی و تربیت او هستند ، از او می خواستند که مراقب رفتار و اعمال خود باشد و درس های مدرسه را به خوبی و با دقت دنبال کند تا به …

ادامه مطلب

نهایتاً خودت!

مدیریت فناوری و نوآوری

مرد ثروتمندی پسر نوجوانش را نزد شیوانا آورد و به او گفت:” می خواهم برای پسرم یک برنامه زندگی سخت و فشرده تعریف کنید تا در عرض دوازده ماه بتواند در آزمون علمی و مسابقات رزمی سال دیگر، بهترین مقام را به دست آورد. می خواهم یک برنامه روزانه بی …

ادامه مطلب

بهترین راه حل!

مدیریت فناوری و نوآوری

شیوانا با یکی از شاگردانش که قد بسیار بلندی داشت وارد مهمان خانه ای شدند و روی تخت بزرگی گوشه مهمانسرا نشستند. روی آن تخت به جز شیوانا و شاگرد بلند قد، مسافران دیگری نیز نشسته بودند که اتفاقا آنها هم قد و قامت بلندی داشتند. از جمله یک خانواده …

ادامه مطلب

مگر تو چند نفری!؟

مدیریت فناوری و نوآوری

مردی نزد شیوانا آمد و گفت:” کشاورز هستم و از راه کشت و زرع زندگی می گذرانم.  همسر و سه فرزند دارم و مزرعه ای که در آن غلات و حبوبات می کارم. مدتی است دست و دلم به کار نمی رود. هر روز صبح که قصد می کنم سرکار …

ادامه مطلب

فاصله گرفتن های کوچک

مدیریت فناوری و نوآوری

یکی از شاگردان شیوانا خسته و زخمی وارد مدرسه شد و در حالی که لباس هایش پاره و به هم ریخته و دست و پایش سیاه و مجروح شده بود با ناراحتی گوشه ای نشست و شروع به گریه کرد. همه شاگردان دور او جمع شدند و به دلجویی اش …

ادامه مطلب

افشای راز

مدیریت فناوری و نوآوری

یکی از شاگردان قدیم مدرسه شیوانا ، روزی وسط درس سراسیمه وارد کلاس شد و در حالی که بقیه شاگردان به خوبی صدای او را می شنیدند با صدای بلند خطاب به شیوانا گفت:” خبر ناگواری دارم. چند روزی است که پسر آشپز مدرسه را مخفیانه تعقیب می کنم و …

ادامه مطلب