سه شنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۷
خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / حکایت / حکایت مدیریتی

حکایت مدیریتی

او در همه فرداها هست!

مدیریت فناوری و نوآوری

مردی نزد شیوانا آمد و گفت:” من براین باورم که خدا در همه مکان ها هست! براساس این باور هر روز صبح  با توکل به حمایت خداوند، مشغول کار می شوم و تا الآن شکر گذار و قدرددانش هستم که در شرایط سخت تنهایم نگذاشته است. اما در عین حال …

ادامه مطلب

فردا از جنس اکنون است

مدیریت فناوری و نوآوری

مردی تمام عمر خود را به خوشگذرانی و عیش و عشرت می پرداخت و برای زندگی خود هیچ برنامه ریزی جدی نداشت. هر وقت از او می پرسیدند چرا به فکر آینده اش نیست و برای بهبود اوضاع زندگی اش برنامه ریزی نمی کند؟پاسخ می داد: “من طبق آموزش های …

ادامه مطلب

همه مراحل

مدیریت فناوری و نوآوری

دو مزرعه دار ثروتمند با هم همسایه بودند. هر دوی آنها عیالوار بودند و دختران و پسران زیادی داشتند. یکی از مزرعه دارها بسیار سخت کوش بود و کار و زندگی را بر فرزندانش سخت می گرفت. او برای تک تک فرزندانش برنامه کاری روزانه و هفتگی تعریف می کرد …

ادامه مطلب

اولین گزینه

مدیریت فناوری و نوآوری

شیوانا با شاگردش همراه کاروانی از مسیری خشک و بی آب وعلف می گذشتند. ذخیره آب کاروان در حال اتمام بود و و تنها امید آنها چاه آبی بود که در کاروانسرای بعدی قرار داشت. سرانجام آنها به محل چاه آب رسیدند. اما متوجه شدند که همزمان با آنها دو …

ادامه مطلب

بهترین راه حل!

مدیریت فناوری و نوآوری

شیوانا با یکی از شاگردانش که قد بسیار بلندی داشت وارد مهمان خانه ای شدند و روی تخت بزرگی گوشه مهمانسرا نشستند. روی آن تخت به جز شیوانا و شاگرد بلند قد، مسافران دیگری نیز نشسته بودند که اتفاقا آنها هم قد و قامت بلندی داشتند. از جمله یک خانواده …

ادامه مطلب

مگر تو چند نفری!؟

مدیریت فناوری و نوآوری

مردی نزد شیوانا آمد و گفت:” کشاورز هستم و از راه کشت و زرع زندگی می گذرانم.  همسر و سه فرزند دارم و مزرعه ای که در آن غلات و حبوبات می کارم. مدتی است دست و دلم به کار نمی رود. هر روز صبح که قصد می کنم سرکار …

ادامه مطلب

دلیلی برای با او ماندن

مدیریت فناوری و نوآوری

شیوانا در جمع شاگردانش مشغول صحبت بود. زنی افسرده و پریشان همراه برادرانش نزد او آمد وبا ناراحتی گفت:” همسری داشتم که تاجر بود و موفق! روزی دوستی که معتمد و شریکش بود به او خیانت کرد وتنها و بدون بردن زن و بچه هایش ،  شبانه همه اجناس تجارتخانه …

ادامه مطلب

به آرزو احترام بگذار

مدیریت فناوری و نوآوری

پسر جوانی ناراحت و آشفته حال نزد شیوانا آمد و با اندوه به او گفت: ” پدری داشتم که همت و پشتکار چندانی نداشت. بدنش ضعیف و ناسالم بود و در طول عمرش نتوانست شغل مناسب و پردرآمدی را برای خود دست و پا کند. تحصیلات چندانی هم نداشت و …

ادامه مطلب

معلمی به نام “سرانجام کار

مدیریت فناوری و نوآوری

شیوانا کنار جاده نشسته بود. عده ای را دید که با چوب و شمشیر و با حالتی عصبانی از دهکده خارج می شوند و به سمت دهکده همسایه می روند. شیوانا از آنها پرسید کجا می روند. سردسته با حالتی عصبانی گفت:” مردم بالا دست بخشی از چراگاه های پر …

ادامه مطلب

غیر واقعی اش نکن

مدیریت فناوری و نوآوری

بهار بود و شیوانا همراه جمعی از شاگردانش در صحرا پیاده روی می کردند. یکی از شاگردان شیوانا که حرص صحبت کردن داشت ، دائم در وصف زیبایی و شکوه صحرا و دشت و شوکت بهار و عظمت زیبایی طبیعت صحبت می کرد و بقیه هم به حرمت شیوانا ساکت …

ادامه مطلب