سه شنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۷
خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / حکایت / نهایتاً خودت!
مدیریت فناوری و نوآوری
مدیریت فناوری و نوآوری

نهایتاً خودت!

مرد ثروتمندی پسر نوجوانش را نزد شیوانا آورد و به او گفت:” می خواهم برای پسرم یک برنامه زندگی سخت و فشرده تعریف کنید تا در عرض دوازده ماه بتواند در آزمون علمی و مسابقات رزمی سال دیگر، بهترین مقام را به دست آورد. می خواهم یک برنامه روزانه بی نقص و دقیق برایش تعریف کنید. هزینه آن هر چه شود قبول می کنم.”

شیوانا سرش را به علامت نفی تکان داد و گفت:”متاسفم چنین چیزی غیر ممکن است. هر انسانی یک موجود منحصر به فرد است و فقط خودش از توانایی ها و ضعف های خودش با خبر است. در نتیجه نهایتا این خود اوست که باید برنامه خودش را بریزد! چرا که هنگام آزمون باید به تنهایی وارد میدان شود و با تکیه بر توانمندی های شخصی خودشش بدرخشد. تنها کاری که از من برمی آید این است که توانایی هایی که در وجود فرزندتان است و به دلایلی او از آنها غافل مانده و یا به آنها باور ندارد را به یادش بیاورم. همین طور می توانم مسیر تلاش و زحمتی که بقیه شاگردان موفق رفته اند و روش زندگی  موفق ها را، فقط به عنوان یک الگوی کلی، به او نشان دهم. در نهایت این خود اوست که با توجه به تجربه شخصی دیگران و  توانمندی هایی که در طی مسیر در خودش کشف می کند، می تواند بر ضعف هایش غالب شود و برای خود برنامه ریزی کند.”

مرد ثروتمند با تعجب گفت:” اما این فرزند من واز پوست و گوشت و استخوان من است. بزرگ شده این منطقه است. بنابراین همان برنامه ای که برای موفق شدن من اجرا شده، حتما او را هم موفق خواهد ساخت. من از شما می خواهم برنامه ای برای او بریزید و به زور هم که شده او را وادار به دنبال کردن این برنامه نمایید.”

شیوانا تبسمی کرد و گفت:” در این مدرسه شاگردی داریم که از راه مجسمه سازی مخارج تحصیل و اداره خانواده اش را در می آورد. او قالب های از قبل آماده ای دارد که داخل آنها خمیر گچ می ریزد و تحت فشار قرار می دهد و بعد از مدتی که خمیر خشک شد مجسمه های هم شکل عین طرح قالب ، بدست می آورد. او بعد با رنگ و لعاب دادن  به این مجسمه ها آنها را در بازار می فروشد. همه مجسمه های او از لحاظ اندام و چهره عین هم هستند. فقط رنگ و لعاب و تزیین آنها با هم فرق می کند. چیزی که تو از من می خواهی چنین قالبی است که روح و ذهن و جسم فرزند تو را داخل آن قرار دهم و به زور کاری کنم که شبیه قالب شود. اما این شدنی نیست. دلیلش هم خیلی ساده است. خمیر وجود آدم ها از جنس گچ نیست. کاری که من می توانم انجام دهم این است که فرزندت را قالب ساز کنم. این خود اوست که نهایتا قالب مناسب برای خمیر وجود خود را باید انتخاب کند، طراحی کند و بسازد. مجسمه ای که نهایتا بدست می آید حاصل انتخاب و طرح خود او خواهد بود. “

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

مدیریت فناوری و نوآوری

او در همه فرداها هست!

مردی نزد شیوانا آمد و گفت:” من براین باورم که خدا در همه مکان ها …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *