یکشنبه , ۲۷ مرداد ۱۳۹۸
خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
آخرین نوشته ها
خانه / مدیریت / تئوری مدیریت / نقش تکنولوژی در خلق ثروت
مدیریت فناوری و نوآوری
مدیریت فناوری و نوآوری

نقش تکنولوژی در خلق ثروت

تکنولوژی همیشه نقشی مهم در خلق ثروت برای کشورها و در تاثیرگذاری استانداردها و کیفیت زندگی داشته است.وقتی انسان اولیه از شاخه درخت برای بالا رفتن از آن درخت و رسیدن به میوه هایش استفاده کرد یا تکه سنگی را تراشید و آن را به یک نیزه تبدیل کرد ،در واقع داشت تکنولوژی لازم برای بقا را طراحی می کرد . سال ها آزمون و خطا ، خلاقیت و پشتکار طول کشید تا انسان توانست ابزارها را طراحی کند، دانش ساخت شهرها و بناها را کسب کند ، دانش کشاورزی را فرا گیرد، روش هایی برای جابه جایی مواد و کالاها ابداع کند و روش هایی را برای گرداندن حکومت اجرا کند . به طور خلاصه ، از تکنولوژی برای پیشرفت خود بهره گرفت . تکنولوژی اثری آن چنان قوی بر زندگی انسان داشته است که پیشرفت تمدن براساس تکنولوژی غالب آن عصر ، شناسایی و ارزیابی می شود، همانگونه که در نمودار ذیل مشاهده می شود.

خلق ثروت
آدام اسمیت فیلسوف و اقتصاددان صاحب نام قرن هجدهم بریتانیا ، مطالب زیادی درباره ماهیت و علل ثروت ملل به رشته تحریر در آورده است او در کتاب خود به نام ثروت ملل در سال ۱۷۷۶ ، تجزیه و تحلیلی قوی از این فرآیند معرفی و ارائه کرده است که بر اساس آن ثروت اقتصادی خلق و منتشر می شود. او بر این نکته پافشاری می کرد که :سرمایه بایدبه بهترین شکل برای تولید ثروت به خدمت گرفته شود، که هرکشوری باید کالاهایی را تولید کند که درآنها مزیت مطلق دارد- یعنی آن کالاهایی را که بهتر از دیگر کشورها می تواند تولید کند ، واین که عوامل بازار و تجارت آزادو نه کنترل های دولتی ، باید جهت ، حجم و ترکیب تجارت بین الملل و توزیع ثروت را مشخص و تعیین کنند – یعنی همان آموزه تجارت آزاد .
سال هاست که اقتصاددانان ، درباره ارزش تکنولوژی در جوامع مدرن بحث و بررسی و اظهارنظرکرده اند . یوزف شومپتر۱۹۲۸ اقتصاددان بزرگ آلمانی ، ویژگی های بارز سیستم اقتصادی سرمایه داری را مالکیت خصوصی (اقدامات خصوصی ) ، تولید برای یک بازار و پدیده اعتبار می داند . او با جدیت و با گرمی خاص بر نقش خلاقیت در ایجاد پیشرفت اقتصادی تاکید می کرد .
یک اندیشه غالب که مورد قبول بسیاری از اقتصاددانان هم عصر او بود ، این بود که توسعه صنعتی اتفاقی است و از رشدکلی اجتماعی و سبب آن تاثیر می گیرد ،که ازجمله مهم ترین عوامل اقتصادی آن به رشد جمعیت ورشدپس انداز می توان اشاره کرد .
دیویدریکاردو و استوارت میل معتقد بودندکه پیشرفت اقتصادی عمدتا ناشی ازرشد نسبی جمعیت یاسرمایه است .
شومپتر نشان داد که توسعه صنعتی ، نتیجه عوامل اقتصادی نیز می باشد .
آنچه را که ما ، به شیوه ای غیر علمی ، پیشرفت اقتصادی می دانیم لزوما به معنای بهره گیری از منابع تولید به روش هایی است که تاکنون آزمایش نشده اند و هم چنین به معنای کنار گذاشتن روش های قبلی بهره گیری از آنهاست . این همان چیزی است که ما آن را خلاقیت می نامیم(شومپتر ۱۹۲۸).
شومپتر مدعی بودکه خلاقیت درکاپیتالیسم رقابتی به ویژه در بنیان شرکت های جدید متبلور می شد– اهرم اصلی. در حقیقت ، با توجه به افزایش خانواده صنعتی ، او معتقد بود که سود کارآفرینان ، منبع اصلی رونق و موفقیت های صنعتی است و این که فرآیند خلاقیت در صنعت ، آنطور که مدنظر کار آفرینان است ، کلید تمام پدیده های خلق اعتبار و سرمایه است.
رشد اقتصادی براساس نرخ تغییر در تولید ناخالص داخلی سرانه تعیین می شود وقتی کشوری از نظر اقتصادی رشد می کند، شهروندانشان باید به نحوی بهتر زندگی کنند. رشد در تولید ناخالص واقعی به ازای هرنفر، نمایانگر بهبود در رفاه مادی شهروندان است .
یک فرضیه پذیرفته شده در بسیاری از مطالعات رشد اقتصادی آن است که جامعه منابع محدودی در اختیار دارد و لذا در انتخاب گزینه های تولید نیز محدودیت دارد و بنابراین باید دست به انتخاب و ترجیح دادن بزند.
رشد بهره وری به معنای امکان کسب بازده بیشتر از همان مقدار داده قبلی است.

پیشرفت فنی
بوسکین و لاو (۱۹۹۲) می گویند که سه منبع اصلی رشد اقتصادی هر کشور عبارت اند از سرمایه زیاد ، نیروی کار ماهر و پیشرفت فنی ( یا به عبارت دیگر بهره وری کل عامل ).
سرمایه رامی توان به عنوان کالا ها و خدمات مصرف و استفاده شده برای تولید دیگر کالاها و خدمات تعریف کرد . سرمایه شامل ماشین آلات ، ساختمان ها، ابزارها و بهبودهای صورت گرفته در منابع طبیعی است .
نیروی کار عبارت است از مشارکت های موثر تمام مردمی که در امر تولید کار می کنند . نیروی کار همان منبع یا سرمایه انسانی است . بهبود در وضعیت نیروی انسانی از طریق آموزش نظری، آموزش علمی و تحصیل مهارت های جدید میسر و امکان پذیر است .نرخ رشد سرمایه انسانی و فیزیکی ، در تلفیق با پیشرفت تکنولوژی ، سهم بزرگی از عوامل موجب رشد اقتصادی کشورها را تشکیل می دهند . بنیاد نوبل (۱۹۹۷) عنوان می دارد : افزایش تولید سرانه در یک کشور می تواند نتیجه ماشین آلات و کارخانه های بیش تر باشد ( میزان بیش تری از سرمایه واقعی ) اما این افزایش در تولید می تواند ناشی از ماشین آلات بهبود یافته و روش های بهتر تولید نیز باشد ( که می توان آن را پیشرفت فنی نامید) . به علاوه ، آموزش نظری و علمی بهتر و روش های بهبودیافته سازماندهی تولید نیز می توانند موجب افزایش بهره وری گردند.
سولو مدعی بود که پیشرفت فنی ( تغییر در تکنیک ها و فنون تولید) مرهون بهره گیری از ماشین آلات و دیگر کالاهای سرمایه ای است و هنگام ارزیابی ها و بررسی های تجربی نقش سرمایه در پیشرفت فنی باید به این دو عامل توجه نمود .
طبق نظر سولو : نام بردن عواملی که می توانند در رشد اقتصادی سهیم باشند ، آسان است . مسئله مهم و مشکل طراحی مدلی است که نحوه تعامل این عوامل را نشان بدهد و این که این کار را طوری انجام بدهد که بتوان آن را ارزیابی کرد.
بوسکین و لاو (۱۹۹۲) ، سهم نسبی هریک از سه عامل رشد اقتصادی یعنی سرمایه ، نیروی کار و پیشرفت فنی را برای آمریکا ، فرانسه ، آلمان غربی ، ژاپن و بریتانیا برآورد کرده و اندازه گرفتند . آنها نشان دادند که :
طی دوره مطالعه ، پیشرفت فنی بدون تردید مهم ترین عامل رشد اقتصادی است و سهم آن پنجاه درصد یا بیش تر (برای کشورهای اروپایی ۷۵ درصد ) می باشد ، و سرمایه دومین عامل مهم رشد اقتصادی ( به استثنای آمریکا) . سرمایه و پیشرفت فنی بیش از ۹۵ درصد عامل رشد اقتصادی فرانسه ، آلمان غربی ، ژاپن و بریتانیا را تشکیل می دادند . در آمریکا ، جایی که نیروی کار طی این دوره سریع تر از سایر کشورها افزایش یافت ، سرمایه و پیشرفت فنی بازهم ۷۰ در صد عامل رشد اقتصادی را تشکیل می دهند (بوسکین و لاو ،۱۹۹۲) تکنولوژی ، موتور رشد اقتصادی است.

 

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

مدیریت فناوری و نوآوری

نگرانِ نگرانی هایش

شیوانا با شاگردش همراه کاروانی سفر می کردند. کاروان عصر به دهکده ای رسید و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *