یکشنبه , ۲۷ مرداد ۱۳۹۸
خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
آخرین نوشته ها
خانه / حکایت / فقط ببین حالش خوبه!
مدیریت فناوری و نوآوری
مدیریت فناوری و نوآوری

فقط ببین حالش خوبه!

شیوانا جعبه ای بزرگ پر از مواد غذایی و سکه طلا را به خانه زنی با چندین بچه قد و نیم قد برد. زن خانه وقتی بسته های غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویی از همسرش و گفت:” ای کاش همه مثل شما اهل معرفت و جوانمردی بودند. شوهر من آهنگری بود که به خاطر بی عرضگی و بی عقلی دست راستش و نصف صورتش را در یک حادثه در کارگاه آهنگری از دست داد و مدتی بعد از سوختگی علیل و از کارافتاده گوشه خانه افتاد تا درمان شود.

وقتی هنوز مریض و بی حال بود چندین بار درمورد برگشت سرکارش با او صحبت کردم ولی  به جای اینکه دوباره سرکار آهنگری  برود می گفت که دیگر با این بدنش چنین کاری از او ساخته نیست و تصمیم دارد سراغ کاری دیگر برود. من هم که دیدم او دیگر به درد ما نمی خورد، برادرانم را صدازدم و با کمک آنها او را از خانه و این دهکده بیرون انداختیم تا لااقل خرج اضافی او را تحمل نکنیم.

با رفتن او ، بقیه هم وقتی فهمیدند که وضع ما خراب شده از ما فاصله گرفتند و امروز که شما این بسته های غذا و پول را برایمان آوردید ما به شدت به آنها نیاز داشتیم. ای کاش همه انسان ها مثل شما جوانمرد و اهل معرفت بودند!”

شیوانا تبسمی کرد و گفت:” حقیقتش من این بسته ها را نفرستادم. یک فروشنده دوره گرد امروز صبح به مدرسه ما آمد و از من خواست تا اینها را به شما بدهم و ببینم حالتان خوب هست یا نه!!؟ همین!”

 

شیوانا این را گفت و از زن خداحافظی کرد تابرود. در آخرین لحظات ناگهان برگشت و ادامه داد:” راستی یادم رفت بگویم که دست راست و نصف صورت این فروشنده دوره گرد هم سوخته بود!”

نویسنده : فرامرز کوثری

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

مدیریت فناوری و نوآوری

نگرانِ نگرانی هایش

شیوانا با شاگردش همراه کاروانی سفر می کردند. کاروان عصر به دهکده ای رسید و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *