چهارشنبه , ۲۴ مرداد ۱۳۹۷
خانه / مدیریت / عوامل ظرفیت نوآوری ملی
مدیریت فناوری و نوآوری
مدیریت فناوری و نوآوری

عوامل ظرفیت نوآوری ملی

چکیده
مدل “ظرفیت ملی نوآوری” در سال ۲۰۰۲ توسط پورتر و استرن تدوین شده و مدلی مناسب برای ارزیابی توان ملی نوآوری کشورهای پیشرفته است. در این مدل توان ملی نوآوری در قالب سه مولفه اصلی که هر کدام مشتمل بر شاخص هایی است، مورد ارزیابی قرار می گیرد. در ادامه مولفه های مدنظر این مدل بیان شده است.
شدت نوآوری در کشور های پیشرفته
درحالیکه فعالیت های R&D در بسیاری از کشورها صورت می پذیرد چرا کشورهای کمی محصولات و فناوری جدید را روانه بازار می کنند؟
اگر مخترعان و دانشمندان فن آوری و علم و دانش را در سراسر جهان ترسیم کنیم چرا شدت نوآوری در مکان و موقعیت های جغرافیایی جهان متفاوت است؟
این ها سؤالاتی است که نیازمند بررسی نظام ملی نوآوری و سنجش ظرفیت نوآوری در سطح ملی می باشد.
سنجش نوآوری به چند دلیل مشکل است:
اول اینکه شاخص های ستاده نوآوری ناقص می باشند و فقط انواع خاص نوآوری را می توان به وسیله آنها سنجش کرد.
دوم اینکه منابع داده ای سنتی خلق و توسعه معیارهای مرتبط با محرک های ظرفیت نوآوری، از قبیل سیاست نوآوری و محیط نوآوری خاص خوشه ای را دشوار می سازند.
لذا تنها شاخص مناسب استفاده از پتنت بین المللی است.منظور پورتر و همکارانش از پتنت بین المللی تعداد پتنت هایی است که به وسیله مخترعان خارجی و آمریکایی در دفتر ثبت اختراع و علامت تجاری آمریکا ثبت شده اند.
این مقاله یک بررسی تجربی از عوامل تولید در سطح کشور با استفاده از پتنت های بین المللی ارائه می دهد. در این مقاله ما یک چارچوب جدید از ظرفیت های نوآورانه ملی ارئه می دهیم. ظرفیت نوآوری ملی توانایی یک کشور برای پروسه تولید تا تجاری سازی تکنولوژی های نوآورانه در ۲ بعد سیاسی و نهاد اقتصادی در طول زمان است.
ظرفیت های نوآورانه ملی به قدرت زیر ساخت های نوآوری یک ملت و محیط نوآور خوشه های صنعتی یک کشور و همچنین قدرت ارتباط بین این دو عامل بستگی دارد.
ما دریافتیم که تنوع زیادی در کشورها وجود دارد که منجر به تفاوت آنها در نوآوری می شود علت تفاوت آنها تفاوت در سطح ورودی های اختصاص داده شده به نوآوری می باشد مثل هزینه و تعداد نیروی انسانی R8D ، میزان حفاظت از سرمایه های دانشی IP ، تجارت آزاد بین المللی ، میزان پژوهش های انجام شده بخش دانشگاهی ،تامین مالی بخش خصوصی، درجه تخصص در فناوری سرمایه های دانشی (stock knowledge) .
همچنین دریافتیم که تخمین سطح ظرفیت نوآوری ملی روی عوامل کلی رشد و بهره وری تاثیر می گذارد(TFP) و سهم کشورها را از صادرات محصولات فناورانه بالا می برد. و باعث افزایش سهم بازار آنها می شود.
تفاوت در ظرفیت های نوآورانه ملی نشان دهنده تنوع در هر دو نوع جغرافیایی اقتصادی(به عنوان مثال:اثر سرریز بین شرکت های محلی)و همچنین تفاوت بین کشورها در سیاست نوآوری است (مثل سطح حمایت عمومی از حقوق مالکیت فکری(TP)یا حمایت از تحقیقات پایه).
این چارچوب بر اساس ۳سطح متفاوت از تحقیقات قبلی که انجام شده است بیان می شود.
۱٫ تئوری رشد درون زای ایده محور(Romer 1990)
۲٫ تئوری مبتنی برخوشه های صنعتی(مزیت رقابتی صنعتی) (porter 1990)
۳٫ تحقیقات در سیستم نوآوری ملی (Nelson 1993)
هر کدام از این دیدگاه ها یک فاکتور و ویژگی خاص را که مرتبط با عوامل جریان نوآوری در کشورها است را شناسایی می کنند که ما در این مقاله مدل ترکیبی از این ۳نوع رویکرد ارائه می دهیم.
این نظریه ها تعداد زیادی عناصر تحلیلی عمومی را با توجه به فهم خود از مفهوم و فاکتورهای نوآوری ملی ارائه می دهند. نظریه رشد درونزا که در سطح بالایی از انتزاع عمل می کند تمرکز روی سهام دانش میزان کارکنان R8Dو… را مورد توجه قرار می دهد.
۲نظریه دیگر روی عوامل متنوع دیگر تمرکز می کنند.
چارچوب نظریه ظرفیت نوآورانه ملی ما براساس این ۳ اصل پایه ساخته می شود.
۱٫ ظرفیت نوآورانه ملی به حضور زیر ساخت های نوآوری عمومی قوی در کشور بستگی دارد.عوامل مشترک که به نوآوری در اقتصاد کمک می کند.زیر ساخت های نوآوری عمومی شامل:سیاست کلی علم و تکنولوژی یک کشور مکانیزم حمایت از تحقیقات پایه و آموزش عالی و تجمع دانش تکنولوژیکی که از طریق آن دیده های جدید توسعه یافته و تجاری می شوند.
زیر ساخت های نو آوری عمومی از دودیدگاه تئوری رشد درونزا و نظام ملی نوآوری گرفته شده است.
۲٫ ظرفیت نوآورانه ملی یک کشور به محیط نوآور خاص موجود در خوشه های صنعتی کشور بستگی دارد.
همانطور که پورتر در سال ۱۹۹۰ اشاره کرد شرکت های سرمایه گذاری و رقابت پذیر براساس نوآورانه جدید به محیط اقتصادی که در آن حضور دارند بستگی دارند و گزینه های مختلف متفاوت اند.
۳٫ ظرفیت نوآورانه ملی به قدرت ارتباط بین زیر ساخت های نوآوری عمومی و خوشه های خاص بستگی دارد.

به عنوان مثال: جریان خروجی نوآوری شامل یک دانشگاه فعال داخلی که منابع مالی اش تامین می شود و خوشه های خاص را به سرمایه گذاری جدید تشویق می کند.
در حالیکه تئوری رشد ایده محور روی این ۲مورد تاکید می کنند تعدادی از نویسندگان روی اقتصاد محیط به عنوان واسطه ارتباط بین رقابت پذیری نوآوری و رشد بهره وری تاکید می کنند مثل مطالعات روزنبرگ وابستگی بین محیط اقتصادی و میزان رشد اقتصادی و نوآوری تکنولوژیکی را شناسایی کرد.
همچنین محققانی مثل Nelson-Carlsson-Niosi-Porter دینامیک نوآوری را بررسی نمودند که ارتباط بین خوشه ها بویژه نقش تعادل بین آنها و نهاد های خاص مکمل دانشگاه ها و نهادهای عمومی که تاثیر بسزایی در میزان نوآوری تکنولوژی دارند را بررسی نمودند.

ما عوامل ظرفیت نوآوری ملی رادر۳دسته تقسیم کردیم
۱٫ اختلاف نهادها تعهدات منابع سیاست ها حمایت ازنوآوری در اقتصاد
۲٫ محیط نوآور خاص در خوشه های صنعتی کشور
۳٫ ارتباط بین آنها
۱-زیرساخت های نوآورانه عمومی
بعضی از سرمایه گذاری های نسبتا مهم و سیاست هایی که حمایت می کنند فعالیت های نوآورانه که تاثیر گسترده ای در سراسر اقتصاد دارد .این ها زیر ساخت های نوآورانه عمومی هستند که در جدول سمت چپ نظریه رشد درونزا در این قسمت برجسته است.
اندازه اختلاف دانشمندان و مهندسان که ممکن است اختصاص داده شوند به تولید تکنولوژی جدید. سرمایه گذاری آموزش و پرورش و تعلیم .سیاست مالیات RSD .قوانین ضد تراست و حق کپی رایت.
۲- محیط نوآورانه خوشه های مشخص
در حالیکه زیرساخت های ن.آوری عمومی تنظیم می کنند محتوای عمومی برای نوآوری در یک اقتصاد این کاملا بنگاهی است تاثیر می پذیرد بوسیله دیگر محیط های خرد اقتصادی که نوآوری و تجاری سازی را توسعه می دهند پس ظرفیت نوآوری ملی به اقتصاد های حاظر در محیط نیز بستگی دارد.
۳- کیفیت ارتباط بین دو مورد قبل
ارتباط بین زیر ساخت های عمومی و خوشه های صنعتی متقابل است .
برای یک محیط نوآور خوشه ای خروجی نوآوری منجر به افزایش قدرت زیر ساخت های عمومی می شود و برعکس.

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

مدیریت فناوری و نوآوری

خوشه های صنعتی، یادگیری، نوآوری و توسعه منطقه ای

از دهه گذشته، برنامه ریزان توسعه منطقه ای و سرزمینی ، بخش قابل توجهی از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *