یکشنبه , ۵ خرداد ۱۳۹۸
خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
آخرین نوشته ها
خانه / حکایت / صبورفرصت!
مدیریت فناوری و نوآوری
مدیریت فناوری و نوآوری

صبورفرصت!

روزی مرد میانسالی همراه دخترش به مدرسه شیوانا آمد و غمگین و افسرده گوشه ای نشست. شیوانا دلیل ناراحتی اش را پرسید. مرد گفت:” برادرزاده همسرم به خواستگاری دخترم آمد و من هم چون فکر می کردم پسر خوبی است و با توجه به اینکه فامیل بود  با ازدواج آنها موافقت کردم ، دخترم راضی نبود، اما همسرم به زور او را وادار به ازدواج کرد و من هم واکنشی نشان ندادم. اما اکنون که یکسال از ازدواج آنها می گذرد  و صاحب فرزند پسری شده اند ، باخبر شده ام که جناب داماد رفتارهای عجیب از خود نشان می دهد. پاکدامنی فرزندم را زیر سوال می برد و روزها درب منزل را روی او قفل می کند و به او اجازه نمی دهد از خانه بیرون بیاید. خودش هم بیشتر اوقات در منزل نیست. چند هفته ای است او را زیر نظر گرفته ام می بینم  این خودش است که از لحاظ اخلاقی مشکل دارد و آن اعمال زشتی که به دیگران نسبت می دهد را خود بیشتر انجام می دهد. حال مانده ام چه کنم. همسرم می گوید باید صبور بود و به گذر زمان امید بست. ظاهرا برادر همسرم هم چنین رفتار ستمگرانه ای داشته است و بعد از اینکه یک سال قبل در جوانی تسلیم مرگ شد از آن زمان همسرش راحت و خوشحال و آسوده تر زندگی می کند. همسر او به عروسش که دختر من باشد گفته است مثل من صبوری کن تا روزگار تو را آزاد سازد. اما امروز دخترم از من سوالی پرسید که جوابی برایش نداشتم. او گفت: حاضر به صبوری هست اما به من بگوئید تا کی باید صبر کنم؟”

شیوانا نگاهی به مرد و دخترش انداخت و به دختر گفت:” این چه تعبیر خطا و تفسیر اشتباهی است که از صبر و شکیبایی برزبان می آورید. کسی که صبور است منتظر تمام شدن زمان مشخصی نیست. بلکه منتظرفرارسیدن و آمدن فرصت مناسب برای اقدام است. این فرصت ممکن است همین چند ساعت بعد رخ نماید و چه بسا گاهی لازم است سال ها منتظر آمدنش نشست  و صبوری کرد. صبور واقعی شبیه یک شکارچی است. به کمین و شکار فرصت و موقعیت مناسب می گردد برای اینکه به هدف خود دست یابد و از آن عبور کند و بعد باز با شکیبایی به کمین هدف بعدی می نشیند.

همسر تو روح و ذهنش بیمار است، درست مثل پدرش! اما به هر حال همسر توست. به جای این که مانند مادرشوهرت ، به امید راحتی بعد از فوت شوهر صبوری را معنا کنی، برای درمان بیماری همسرت صبوری کن. با او صحبت کن و تمام آجرهایی که دیوار مخروبه باورهای  ظالمانه او را ساخته اند یکی یکی بیرون آور و درستی و استحکامشان را زیر سوال ببر. این کار را هم به خاطر او انجام بده و هم به خاطر فرزندت که فردا مثل پدر و پدربزرگش نشود. تو از پدرت پرسیدی که صبوری تا چه وقت؟ و من می گویم وقت و زمان پایان صبوری ات را خودت تعیین می کنی. فرصت مناسب برای اصلاح و تغییر را که یافتی و از آن استفاده کردی ، این صبوری خود به خود تمام می شود و البته به یاد داشته باش که صبوری بعدی شروع می شود. که این روال زندگی آدمی است. “

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

مدیریت فناوری و نوآوری

نگرانِ نگرانی هایش

شیوانا با شاگردش همراه کاروانی سفر می کردند. کاروان عصر به دهکده ای رسید و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *