دوشنبه , ۵ آبان ۱۳۹۹
قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / حکایت / بگذار بگوید نه!
مدیریت فناوری و نوآوری
مدیریت فناوری و نوآوری

بگذار بگوید نه!

شیوانا از داخل دهکده عبور می‌کرد. جوانی را دید که مقابل در خانه‌ای می‌ایستد و می‌خواهد در بزند اما پشیمان می‌شود و از آن در فاصله می‌گیرد، اما چند قدمی که دور می‌شود دوباره به سمت در برمی‌گردد. شیوانا نزدیک او رفت و مشکلش را پرسید. مرد جوان گفت: “صاحب این خانه یکی از آشنایان است. گرفتاری پیدا کرده‌ام و چاره مشکلم نزد اوست. می‌ترسم به او رو بیندازم و رویم را زمین بزند و جواب منفی بدهد. از سوی دیگر برایش کاری ندارد که مشکل مرا حل کند. مانده‌ام چه کنم؟”
شیوانا لبخندی زد و گفت: “من جای تو بودم فورا در می‌زدم و اجازه می‌دادم او ذات و نیت خود را برملا سازد. می‌گذاشتم او بگوید نه و خیال مرا راحت کند. در این صورت دیگر به او به عنوان یکی از راه چاره‌ها فکر نمی‌کردم و دنبال راه‌حلی دیگر می‌گشتم.
از سوی دیگر اگر الان نزد او نروی و اوضاعت بدتر شود همین آشنا، بعدها ادعا خواهد کرد که ای کاش نزد او می‌آمدی و از او یاری می‌خواستی. در حالی که تو الان تقریبا مطمئنی که او جواب منفی می‌دهد. بگذار نه بگوید تا تکلیف او و خودش برای همیشه معلوم شود.”
مرد جوان نفسی عمیق کشید و این بار با اطمینان در را زد و داخل خانه شد.
چند ساعت بعد مرد جوان نزد شیوانا آمد و با خنده گفت: “آشنای قدیمی طبق انتظار من جواب منفی داد. او اعتراف کرد که به من اطمینان کافی ندارد و به همین دلیل صریحا گفت که از کمک معذور است. اما در عین حال یکی دیگر از آشنایان را معرفی کرد که چاره کار من دست او بود. نزد آشنای دوم رفتم و مشکلم حل شد. به همین سادگی!”
شیوانا لبخندی زد و گفت: “مشکلت راه‌حلش را یافت چون اجازه دادی به تو نه بگویند!”

فرامرز کوثری

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

مدیریت فناوری و نوآوری

بهترین مادر

روزی پسر جوانی نزد شیوانا آمد و در حالی که بسیار غمگین بود گفت:” پدر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *