شنبه , ۲۹ تیر ۱۳۹۸
خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
آخرین نوشته ها
خانه / حکایت / برگزیده
مدیریت فناوری و نوآوری
مدیریت فناوری و نوآوری

برگزیده

مردی ثروتمند با دخترش نزد شیوانا آمد و به او گفت:” پسری فقیر ولی چرب زبان موفق شده است دل دخترم رابرباید و او را گول بزند. دخترم را نزد شما آورده ام تا او را نصیحت کنید و چشمش را باز کنید تا حقیقت را قبل از اینکه به دردسر بیافتد ببیند!”

شیوانا گفت:” بروید و فردا آن پسر را هم با خودتان بیاورید.”

روز بعد مرد ثروتمند با دختر و پسر جوان نزد شیوانا آمدند. شیوانا از پسر پرسید:” چرا با وجود فاصله طبقاتی و فرهنگی علاقه مند به ازدواج با این این دختر خاص هستی؟”

پسرجوان گفت:” او تنها کسی است که در دنیای من وجود دارد و من فقط با او می توانم ازدواج کنم؟”

شیوانا گفت:” این جمله تو از پایه غلط است. هزاران هزار دختر وجود دارند که تو می توانی با یکی از آنها ازدواج کنی و به سعادت برسی. برای این دختر هم هزاران هزار همسر وجود دارد. تو باید جمله خود را اصلاح کنی و این گونه بگویی که بین همه دخترانی که هستند و می توانند همسر من باشند، من این دختر خاص را انتخاب کرده ام! وگرنه غیر او هزاران هزار نفر دیگر هم هستند که انتخابشان نکردم. این طوری مسئولیت انتخابت را می پذیری و خودت را قربانی تقدیرو سرنوشت اعلام نمی کنی. آیا درست نمی گویم!”

پسر سرش را پائین انداخت و گفت:”بله حق باشماست. من همین الآن به این دخترخانم می گویم که بین هزاران هزار نفر دختری که می توانم به همسری انتخاب کنم، شما را برگزیده ام!”

دختر جوان مات و مبهوت به پسر خیره ماند و سپس انگار از خواب بیدار شد باشد ، با کنجکاوی پرسید:” چرا مرا انتخاب کردید؟”

پسر بلافاصله گفت:” چون تو تنها کسی هستی که…..”

شیوانا دستش را بالا برد و گفت:” قرار شد دیگر این جمله که تنها انتخاب هستی را نگویی!؟”

پسر سکوت کرد و بعد با درماندگی گفت:” چون پدرت ثروتمند است و پس از ازدواج با من ، به خاطر ارث پدری ات  از گرسنگی و فقر عذاب نخواهی کشید! تغذیه خوبی داشته و از لحاظ جسمی و اخلاقی سالم هستی و می توانی فرزندان خوبی برایم بیاوری. من هم سعی می کنم تمام عشقم را تقدیم کنم و از فرصت کنار تو و خانواده ات بودن برای کسب درآمد و بالاکشیدن خودم استفاده کنم!”

دختر جوان سکوت کرد و بعد از چند دقیقه فکر کردن گفت:” دلایل تو برای انتخاب من منطقی است. اما من هم باید فکر کنم و ببینم آیا تو هم بین صدها خواستگار و همسری که برای من وجود دارد انتخاب مناسبی هستی یا خیر؟!”

پسر سکوت کرد و هیچ نگفت. مرد ثروتمند دستی روی شانه های پسر جوان زد و از او به خاطر صداقتش تشکر کرد و به شیوانا گفت:” از شما هم ممنونم. آنچه می خواستم همین بود که دخترم به همین حد از آگاهی برسد که “تنها گزینه بودن” کورش نکند و با چشمان باز همه گزینه های انتخابی اش را ببیند و خودش مسئولیت انتخاب هایش را به عهده بگیرد! حق دخترم نبود که آینده اش را با توهم “برگزیده بودن” بسوزاند.”

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

مدیریت فناوری و نوآوری

شریک جنون هایش شو

زنی نزد شیوانا آمد و گفت:” برادری دارم که دچار جنونی عجیب شده است و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *