سه شنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۷
خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / حکایت / اخراجی ها
مدیریت فناوری و نوآوری
مدیریت فناوری و نوآوری

اخراجی ها

اولین روز هفته بود. شیوانا شاگردان مدرسه را جمع کرد و به آنها گفت:” از امروز یک هفته فرصت دارید تا جوابی برای این سوال پیدا کنید که عشق و محبت مهم تر است یا آگاهی و شعور؟ اگر نتوانید جوابی برای این سوال پیدا کنید این حق را به مدرسه می دهید که عذر شما را بخواهد!

همه شاگردان به تقلا افتادند و شروع به زیرو رو کردن کتاب ها و پرس و جو از یکدیگر کردند. روزها به سرعت می گذشت. هیجان عجیبی بر مدرسه غالب شده بود. از یک طرف شاگردان دوست نداشتند از مدرسه اخراج شوند و از سوی دیگر یافتن جواب برای این سوال چندان آسان نمی نمود. سه روز مانده به روزامتحان باران شدیدی باریدن گرفت و سیلابی عظیم بلند شد. خبر رسید که در دهکده پایین دست سیل آمده است و عده ای بی خانمان شده اند. یکی از شاگردان مدرسه که  جزو شاگردان ممتاز هم بود به همراهی شش نفر از شاگردان که اهل آن دهکده بودند نزد شیوانا آمدند و از او اجازه خواستند تا برای کمک به مردم سیلزده از مدرسه خارج شوند. شیوانا با لبخند گفت:” هرکاری که گمان می کنید درست است انجام دهید؟”

آن هفت نفر رفتند و روز امتحان خیس و خسته و گل آلود به مدرسه برگشتند. شاگردانی که در مدرسه مانده بودند قبل از شروع کلاس با تماشای قیافه به هم ریخته و زخمی آنها شروع به مسخره کردن شان کردند و گفتند:” امروز که از مدرسه برای همیشه اخراج شدید می فهمید که عشق مهم تر است یا آگاهی؟”

دقایقی بعد شیوانا وارد کلاس شد و گفت:” آیا کسی جواب سوال را پیدا کرده است؟”

یکی از شاگردان دستانش را  بالا برد و به نماینده جمعی گفت:” به نظر ما عشق و محبت مهم تر از هر چیزی است. چون باعث می شود انسان حتی در لحظاتی که فکرش کار نمی کند مسیر درست را طی کند.”

شاگرد دیگری به نمایندگی بقیه گفت:” اما به نظر ما آگاهی و شناخت مهم تر از عشق و دوستی است. چون دوستی یک احساس زودگذر است که به شرایط وابسته است در حالی که آگاهی ریشه در منطق دارد و ریشه دار تر است.”

شیوانا نگاهی به هفت نفرخسته و گل آلود انداخت و از آن که بزرگتر بود پرسید:” به نظر شما چی؟ عشق مهم تر است یا آگاهی؟”

آن شاگرد یاری رسان خنده تلخی کرد و گفت:” وقتی آدم های درسیل مانده را از نزدیک دیدم که برای زنده ماندن چقدر نیازمند کمک بودند، از عمق وجودم به این درک رسیدم که نه عشق مهم است و نه آگاهی! آن چه مهم است این است که چقدر می توانیم به افراد ضعیف و نیازمند اطرافمان کمک کنیم تا کمتر احساس ناراحتی کنند؟ هنوز در دهکده پایین دست بسیارند کسانی که محتاج کمک و امداد رسانی هستند. ما به حرمت امتحان این جا برگشتیم تا بعد از اینکه وضع مان مشخص شد دوباره برای کمک به سراغ مددجویان برویم.”

شیوانا لبخندی زد و گفت:” هیچ کس از مدرسه اخراج نمی شود. قرار هم نبود چنین اتفاقی بیافتد. فقط اگر جواب درست را پیدا نمی کردید این حق را به مدرسه می دادید که با کوچکترین بهانه عذرتان را بخواهد. اما در جواب این سوال که عشق مهم تر است یا شعور باید بگویم مهم تر از همه کاری است که این هفت نفر انجام دادند. مهم تر از عشق و آگاهی ، نفس عمل است که در مسیر درست باشد. هزارسال عاشق باشی و هزار آسمان دانش را بلدباشی اما راه عاشقی پیشه نکنی و دانش ات را به کار نبندی ، در قیاس با یک عمل عاشقانه و یک حرکت آگاهانه همه آن هزاران هزار پشیزی ارزش ندارد. اگر می خواهید از این مدرسه با دست های پر بیرون بیایید به جای چسبیدن به دنیای کلمات و واژه ها دست به عمل بزنید و دانسته های خود را در میدان عمل بیازمایید. کاری که این هفت نفر انجام دادند از تمام تلاشی که در این هفت روز در این مدرسه انجام شد ارزشمندتر و مهم تر است.

می گویند همان روز مدرسه تعطیل شد و همه شاگردان همراه شیوانا برای کمک عازم دهکده سیل زده شدند. هیچ کس در مدرسه نماند. آن روز غروب رهگذری که از آن نزدیکی می گذشت از نگهبان  پیرمدرسه پرسید:” چه اتفاقی برای مدرسه شیوانا افتاده است؟” و نگهبان لبخند زد و گفت:” امروز امتحان بود و همه رد شدند؟ برای همین تا مدتی از مدرسه اخراج شدند! شیوانا هم همراه اخراجی ها رفت!”

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

مدیریت فناوری و نوآوری

او در همه فرداها هست!

مردی نزد شیوانا آمد و گفت:” من براین باورم که خدا در همه مکان ها …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *