شنبه , ۱۸ مرداد ۱۳۹۹
قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / حکایت / آماده سخت ترین ها
مدیریت فناوری و نوآوری
مدیریت فناوری و نوآوری

آماده سخت ترین ها

زن و مردی غمگین و افسرده نزد شیوانا آمدند و از او برای حل مشکلشان راه چاره خواستند. زن گفت:” من و همسرم در زندگی هرگز با بدخلقی و بدرفتاری با هم رفتار نکرده ایم. حتی الامکان هم سعی کرده ایم اختلاف نظرهای جزیی خود را به بچه ها منتقل نکنیم. دختری داشتیم که در بهترین شرایط روحی و روانی و اخلاقی بزرگ شد. بدون اینکه این دختر به خانواده همسر انتخابی اش دقت کند روی ازدواج با پسری از دوستان اصرار کرد. ما هم رضایت دادیم. اما الآن همان خانواده به ظاهر نجیب ، شرایط سخت و جانکاهی را برای دخترمان فراهم کرده اند. رفتارهای غیر عادی و توهین آمیز خانواده همسر دخترم او را تا مرز جنون و خودکشی کشانده است. به ما بگوئید برای نجات دخترمان چه کنیم!؟”

 

شیوانا سری به علامت تاسف تکان داد و گفت: ” دخترتان را چند هفته ای به منزل خودتان بیاورید و  درسی را که در کودکی و نوجوانی به او نداده اید به او آموزش دهید!؟”

 

مرد با ناراحتی گفت:” اما استاد! همسرم گفت که ما از هیچ آموزشی برای این دختر دریغ نکرده ایم و در واقع او را روی پر قو بزرگ کرده ایم و هر چیزی که جامعه از یک دختر انتظار دارد را چند ده برابر به او آموخته ایم!”

 

شیوانا مجددا سرش را به علامت نفی تکان داد و گفت:” آموزش های شما کسر داشته است وگرنه دختر شما به این روز نمی افتاد. او را به خانه بیاورید و به او درس های ناگفته را دقیقا بازگو کنید و او را برای آنچه اکنون تجربه می کند آماده کنید!؟”

 

زن با حیرت پرسید:” یعنی به او آموزش دهیم در مقابل آدمهای بیمار و آزاررسان چگونه رفتار کند؟!”

 

شیوانا سرش را به علامت تائید تکان داد  و گفت:”دقیقا! انسان زمانی به مرز جنون و افسردگی شدید و خودکشی می رسد که راه حلی را مقابل خود نبیند. دختر شما در خانه پدری راه حل ها و سیاست ها و تدبیرهای لازم برای مقابله با این شرایط را نیاموخته و چون بر این باور است که آنچه لازم است قبلا به او آموزش داده شده ، پس به ناچار به این باور رسیده که چیزی در خود او گم شده و او خودش کم وکسر دارد و از این کاستی دچار حس حقارت وافسردگی شدید شده است. او را نزد خود بیاورید و به او بگوئید که همه انسان ها مانند شما نیستند و باید شخص توان مقابله با شرایط سخت و انسان های سخت گیر و زمخت را هم داشته باشد.”

مرد انگار موضوع را فهمیده باشد سری تکان داد و گفت:” حق با شماست استاد! من خودم در کار بیرون با رفتارهای نامساعد و غیر عادی و بعضا خشن زیادی روبرو می شوم. اما هرگز این رفتارها را برای زن و همسرم نقل نکرده ام. چون می ترسیدم تنش ها و سختی های بیرون بی جهت وارد محیط آرام و آرام بخش و آرام ساز منزل شود.”

 

شیوانا تبسمی کرد و گفت:” من هم نمی گویم هر خبر بدی و هر رفتار ناخوشایندی را سریعا برای خانواده نقل کن. می گویم رفتارهای موثر مقابله با این رفتارهای ناخوب و اخبار ناگوار را به خانواده آموزش بده. به آنها بگو که این اتفاق افتاد و من یا دوستم یا یک آشنای دیگر اینچنین عمل کردیم تا توانستیم از این گرداب موفق بیرون بیائیم. بگذار فرزندانت لااقل یکبار واکنش مقابله را از دهان شما شنیده باشند و بدانند که همیشه راهی وجود دارد و هرگز همه راه ها بسته نیست!”

 

فرامرز کوثری

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

مدیریت فناوری و نوآوری

بهترین مادر

روزی پسر جوانی نزد شیوانا آمد و در حالی که بسیار غمگین بود گفت:” پدر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *